خراب کاری....

چند روز پیش انقدر فکرم در گیر بود که یه کاری کردم، شاهکااااااااااارنیشخند

گوشی مبایلم توی جیب لباسم بود منم اصلا یادم نبود با خیال راحت  لباسامو بردم که بشورم خلاصه روشون آب ریختمو مایع شستشو.همین جور که داشتم می شستم دیدم ای دل غافل تعجبمبایلم توی جیب لباسمه  تعجبتعجبو من  یادم نبوده وقتی درش اوردم پر کف بود منم مجبور شدم باز بگیرمش زیر شیر آبنیشخندنیشخند

چشمتون روز بعد نبینه 1ساعت سشوار روشن بود که آب گوشیم خشک بشهقهقهه  خدارو شکر بعد 1ساعت گوشی روشن شدهورا البته بگم ها گوشیم از این نوکیا های ساده بود اگه از این لمسی بود که فاتحش خونده بودلبخندچشمک

 

 این بیکاری منو احسان خیلی فکرمو در گیر کردهگریه دوستای خوبم برامون دعا کنید که هر چه زودتر بریم سر کارافسوسافسوس


 

 

/ 12 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مسافر

آرزو میکنم بزودی در کنار عشقت زندگیتونو شروع کنین.[قلب]

گونه

حال اینو داشته باش: برای بچه داداشم جوجه ماشینی خریدم..توی فصل سرما برادر زادم جوجهُ شست بهش گفتم عمه چرا شستی ؟بهم گفت کثیف شده بود[تعجب]..حالا ما سشوار دم دست نبود.جوجه رو گذاشتیم داخل آبگرم کن[نیشخند]...و خداوند عمر طولانی ب جوجه مون عطا کرد تا تبدیل به مرغ شد[قهقهه]

مهران

عکس جالبیه ...

پسرک و دخترک پاییز

آموختم که خدا عشق است و عشق تنها خداست. آموختم که وقتی نا امید می شوم، خدا با تمام عظمتش عاشقانه انتظارم را می کشد تا دوباره به رحمتش امیدوارم شوم. آموختم اگر تاکنون به آنچه خواستم نرسیدم، خدا برایم بهترینش را در نظر گرفته. آموختم که زندگی سخت است ولی من از او سخت ترم. از خدا بهترین ها را برایتان آرزو می کنم[گل]

فاطمه

سلام.با غرورآفرینان و فاتحان بزرگترین کلاهک سنگی دنیا به روزم[گل][مغرور]

مونا

ایشالله برید

زهـــــرا

یه جمله هســت که میتونه داستان رو عوض کنه … که میگه : حرف نزن بیا بغلم… [بغل]

همسفر جاده دلتنگی

خیلی تفاوت وجود دارد میان کسی که تو را می خواهد و کسی که تو را هم می خواهد ...