کاش باران بگیرد...

کاش باران بگیرد...

کاش باران بگیرد و شیشه بخار کند..

و من همه ی دلتنگیهایم را رویش

هااااا کنم...

و خلاص......

/ 15 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رها

lمیدونی قشنگیش کی هست؟ بعد یه مدت طولانی ندیدن، سر قرار با اومدنش بارونم بیاد!!! اونوقت دستاش رو بگیری و توش هاااا کنی... این شکلی یه تیر دو نشون کردی!!!![خجالت][چشمک][نیشخند]

زهـــــرا

همیشه رنگین کمان پاداش کسانیست که تا آخر زیر باران بمانند [رویا]

پسرک و دخترک پاییز

زیبا ترین اتفاق صبح اون موقعس که چشم باز کنی بین تاریکی و روشنایی حضور یارت رو حس کنی آهسته دستش رو لمس کنی نفس بکشی و با خودت بگی من عاشق این بوی تنتم! آپم[گل]

کوله پشتی

سلام..وبلاگ زیبای دارید..با اجازه لینکتون کردم..

مهران

مرحوم حاج اسماعیل دولابی (ره): صبر کن خدا در را باز می کند. تنها نشستن و مودب بودن کار شماست . اما باز کردن یا باز نکردن در با اوست . اختیاری نیست! گفت : من دَم در ایستاده بودم نه در میزدم نه میرفتم . گفت خوب کاری کردی . راه همین هست . هر وقت دیدی تاخیر افتاد پشت در بایست . مبادا در بزنی . در نزنید و دور هم نروید . مبادا بروی و بگویی چیزی نمیدهند . با هنر و فهمت تا پشت در برو . در را محکم نزنی . یا اصلا در نزن .صاحبخانه خودش میداند انجا بنشین ...

مهران

مرحوم حاج اسماعیل دولابی (ره): صبر کن خدا در را باز می کند. تنها نشستن و مودب بودن کار شماست . اما باز کردن یا باز نکردن در با اوست . اختیاری نیست! گفت : من دَم در ایستاده بودم نه در میزدم نه میرفتم . گفت خوب کاری کردی . راه همین هست . هر وقت دیدی تاخیر افتاد پشت در بایست . مبادا در بزنی . در نزنید و دور هم نروید . مبادا بروی و بگویی چیزی نمیدهند . با هنر و فهمت تا پشت در برو . در را محکم نزنی . یا اصلا در نزن .صاحبخانه خودش میداند انجا بنشین ...

پیمان اوریا

سلام.وبلاگ شما دوست عزیز با افتخار لینک شد در صورت تمایل وبلاگ بنده را با نام(دل نوشته های روزگار پاییزی من)لینک کنید.با تشکر...[گل]